تبليغاتX
راز سر به مهر

  ترسم که اشک در غم ما پرده در شود ...  وين راز سر به مُهر به عالم سمر شود  *  گويند سنگ لعل شود در مقام صبر ...  آري شود وليک به خون جگر شود  *  خواهم شدن به ميکده گريان و دادخواه ...  کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود  *   از هر کرانه تير دعا کرده‌ام روان ...  باشد کز آن ميانه يکي کارگر شود  *  اي جان حديث ما بر دلدار بازگو ...  ليکن چنان مگو که صبا را خبر شود  *  از کيمياي مهر تو زر گشت روي من ...  آري به يمن لطف شما خاک زر شود  *  در تنگناي حيرتم از نخوت رقيب ...  يا رب مباد آن که گدا معتبر شود  *  بس نکته غير حسن ببايد که تا کسي ...  مقبول طبع مردم صاحب نظر شود  *  اين سرکشي که کنگره کاخ وصل راست ...  سرها بر آستانه او خاک در شود  *  حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست ...  دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود  

ای نسخه نامه الهی که توئی !
 

به نام یکتا !

ای نسخه نامه الهی که توئی

ای آیئنه جمال شاهی که توئی

 

بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست

از خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی

 

 

 

 

خدايا !

قلب مرا بگیر

و به جای آن

قلب خود را به من عطا کن !

خدايا !

به من بیاموز ،

اگر می خواهم دنیا را تغییر دهم

باید خودم را دگرگون کنم .

 

خدايا !

خانه قلب من کوچک است

آن را چنان فراخ کن

که پذیرای تو باشد .

خانه قلبم ویرانه است ،

آنرا مرمت کن

تا در خور تو شود .

خانه قلبم آلوده است ،

آن را پاک و مطهر گردان .

عمیق ترین آرزوی من

زمانی برآورده می شود که

تو همیشه و همیشه

در سرای قلبم ساکن شوی

و من هر روزم را

در حضور پر نور تو سپری کنم .

 

 

                                                                 حدیث عشق   

 

 

2 نوشته شده در  84/06/12ساعت 23:48  توسط حدیث عشق و سِرّ عشق  |