تبليغاتX
راز سر به مهر

  ترسم که اشک در غم ما پرده در شود ...  وين راز سر به مُهر به عالم سمر شود  *  گويند سنگ لعل شود در مقام صبر ...  آري شود وليک به خون جگر شود  *  خواهم شدن به ميکده گريان و دادخواه ...  کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود  *   از هر کرانه تير دعا کرده‌ام روان ...  باشد کز آن ميانه يکي کارگر شود  *  اي جان حديث ما بر دلدار بازگو ...  ليکن چنان مگو که صبا را خبر شود  *  از کيمياي مهر تو زر گشت روي من ...  آري به يمن لطف شما خاک زر شود  *  در تنگناي حيرتم از نخوت رقيب ...  يا رب مباد آن که گدا معتبر شود  *  بس نکته غير حسن ببايد که تا کسي ...  مقبول طبع مردم صاحب نظر شود  *  اين سرکشي که کنگره کاخ وصل راست ...  سرها بر آستانه او خاک در شود  *  حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست ...  دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود  

دل های خاکستری

 

زمان  زمان دل های خاکستری است

همه مسخ شده ایم

 دل ها همه سنگ شده اند

هیچ دستی به یاری دراز نمیشود

هیچ اشکی برای یاری نمی چکد

هیچ قلبی برای عشق نمی تپد

و هیچ ......

به چهره ها نگاه کنیم

لبهااز زیبایی تبسم  خالی شده اند

چشمها از نور امید  تهی شده اند

راستی به کجا میرویم؟؟

                                                    سرعشق

 

2 نوشته شده در  84/06/16ساعت 20:13  توسط حدیث عشق و سِرّ عشق  |